دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 ارتباط­ هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

مقدمه         

در سالهای اخیر جایگاه معنویت در سازمانها مورد توجه روزافزون مدیران، کارکنان، مشتریان و جامعه قرار گرفته می باشد. اما در ادبیات مربوط به معنویت بعنوان یک پدیده ی فرهنگی که می تواند بر رفتار سازمانی تأثیر بگذارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته می باشد. از ادبیات مربوط به معنویت چنین بر می­آید که افراد با معنویت بالاتر، زندگی کاری سالم­تر، شادتر و پربارتری دارند و از کارایی بالاتری برخوردارند(علی پناهی، 1387: 2). به علاوه پژوهش ها نشان داده اند که بین معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت همبستگی هست(جورج و همکاران، 2000). هوشمعنوینیزکهبعدازسال2000بهطورجدیمطرح شدهاست،ازجنبههایکاربردیمفهوممعنویتاستومی توانآنرااستفادهازتواناییهاومنابع معنویجهتاتخاذتصمیماتمعنادار،تعمقدرموضوعاتوجودیواستفادهازایندانشبرایحل مسألهدرزندگیدانست( فرهنگی و همکاران، 1388: 31).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

از سوی دیگر با در نظر داشتن آنکه معنویت و هوش معنوی در ایجاد ارزشها و دیدگاه های افراد تأثیر عمده ای اعمال می کند، مطالعه این مفهوم در ادبیات کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی خواهد بود، زیرا که افراد با چیزی بیش از جسم و فکر خود وارد محیط کار می شوند، آنها روح منحصر بفرد خود را هم به محیط کار می آورند و از این طریق بر اثربخشی و کارایی سازمان تاثیر عمده ای می گذارند. شاید به همین دلیل می باشد که اخیراً در واکنش به چالش های اخلاقی و عدم وجود معنویت در دنیای کسب و کار، تئوری رهبری و تحقیقات در پی اظهار ادبیات ” رهبری موثق” برآمده اند(الجرا، 2012: 118).

اگر چه در گذشته بحرانهای مالی بعنوان بزرگترین بحرانها محسوب می گردید اما شرایط آشفته و پرتلاطم جوامع امروزی، شمار روز افزون رسوایی های اخلاقی با ابعاد جهانی و معضلات اجتماعی و فرهنگی، بعنوان بحرانی مهم و جدی در سالهای اخیر، اهمیت و ضرورت رویکردهای مثبت در حوزه های دانشگاهی و کسب و کار را دو چندان کرده می باشد. بگونه ای که با وجود پیروی از تئوری سازی های موجود اگرچه می توان در تحقق اهداف و مقاصد سازمان گام های موثری برداشت تا خلاء بین رسیدن به وضعیت مطلوب و آرمانی با وضعیت موجود همچنان باقی خواهد ماند و تنها زمانی می توان این خلاء را مرتفع ساخت که متناسب با نیاز و چالش های زمان رفتار نمود. یکی از راهکارهایی که محققان بمنظور رویارویی با چنین چالشهایی ارائه داده اند بازبینی جدی و عملی حوزه های رفتاری مثبت مانند اعتماد به نفس، امید، خودشناسی و معناداری خود می باشد. اما بایستی در نظر داشت بکارگیری رویکردهای مثبت در سازمان و جامعه، به رهبرانی با مهارتهای جدید نیاز دارد که بتوانند بر استرس و عدم قطعیت وضع موجود غلبه نماید و در عین حال تمرکز بر آینده ای مثبت را حفظ کنند. در حقیقت شرایط کنونی محققان حوزه رهبری را بر آن ساخته می باشد که به تجزیه و تحلیل سطوح سازمانی، گروه و فرد بپردازند و راهکارهایی را جهت توسعه رهبران برای اتخاذ رفتارهایی فراتر از تاکیدات مرسوم و سنتی پیشنهاد دهند. در همین راستا گروهی از محققان برای رویارویی با معضلات پیش رو و بخصوص متوقف ساختن غیراخلاقی و نا به سامان، به ارائه یک الگوی رفتاری رهبری پرداخته اند و اظهار کرده اند سازمانها و جوامع نیازمند رهبرانی هستند که براساس ارزشهای راستین خود اقدام نمایند و با تشویق پیروانشان برای توسعه ارتباط با یکدیگر، حس تکریم را در آنها ایجاد کنند. همچنین دارای هدف، یکپارچگی و شخصیت موثق باشند. این الگوی رفتاری رهبری موثق با در نظر داشتن معیارها و جنبه های اخلاقی مثبت و تأکید بر رفتارهای اخلاقی موجب بهبود تصمیم گیری می گردد. رفتارهای منحصر به فرد مثل خودآگاهی، پردازش متعادل اطلاعات، شفافیت در روابط و اخلاق درونی شده، ویژگی یک رهبر موثق می باشد.

رهبران موثق با نشان دادن معیارهای اخلاقی، امانت داری و یکپارچگی، باعث می شوند پیروان، هویت خود را با آنها بازیابند و خود را بعنوان افرادی امین و دارای استانداردهای اخلاقی و یکپارچگی بالا بدانند. بدین ترتیب رهبران موثق هویت اجتماعی پیروانشان را با ایجاد یک حس عمیق از ارزشهای اخلاقی همراه با نمایش سطوح بالایی از صداقت و انسجام، افزایش دهند. همچنین رهبران موثق، سطح بالایی از اعتماد، امید، احساسات مثبت و خوش بینی را در بین پیروان توسعه می دهند که این امر به نوبه خود موجب بهبود عملکرد پیروان و بروز پیامدهای مثبت مرتبط با کار می گردد، این شواهد علت اصلی انتخاب رهبری موثق بعنوان یک متغیر کلیدی برای ایجاد و بهبود پیامدهای مثبتی همچون افزایش معنویت در محیط کار و هوش معنوی افراد در این مطالعه می باشد( کاهه، 1391؛ 9-10).

هرچند که محقیقن درمورد مباحث مرتبط به رهبری مطالعاتی را انجام داده اند اما مطالعه های کمی درمورد مطالعه تجربی رهبری موثق صورت گرفته می باشد. شواهد تجربی موجود اکثراً بر فرایند رهبری موثق تمرکز کرده اند. فرصتهای موجود برای مطالعات آتی بمنظور مطالعه اینکه رهبران موثق چگونه می توانند در سازمانها رشد کنند، مناسب هستند. این دیدگاه توسط ریچارد و آولیو[1] در سال 2005 با یافته های حاصل از واکاوی فکری 200 رهبر در طول 100 سال گذشته تایید گردید. از نتایج آنها اینگونه بر می آید که نیاز می باشد تا محقیقن به انجام مطالعات مشترک با کیفیت عالی بپردازند. لذا در این فصل به مطالعه ادبیات هوش معنوی و رهبری موثق پرداخته و به تحقیقات صورت گرفته در این زمینه تصریح می کنیم.

[1] .Reichard and Avolio

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

3 هدف های پژوهش یا نتایج مورد انتظار

  • تعیین تاثیر بالا بودن خودآگاهی( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران در موثق بودن آنان نزد زیردستانشان
  • تعیین ارتباط تسلط بر خویشتن( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران بر اندازه گشودگی ارتباطی آنها( یکی از ابعاد رهبری موثق)
  • تعیین ارتباط داشتن دیدگاه معنوی( یکی از ابعاد رهبری موثق)با بروز منش معنوی( یکی از ابعاد هوش معنوی)در رفتار رهبران
  • تعیین تاثیر بالا بودن آگاهی جهانی( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران در موثق بودن آنان نزد زیردستانشان